عاشـــــــــق دلبـــــــاختــــــــــه ::
جمعه 19/11/86 ساعت 1:5 عصر
انتظاری شیرین
چقدر انتظار برای رسیدن به تو شیرین است!
خیلی این لحظات برایم زیباست!
به انتظار آن روز نشسته ام تا ما به هم برسیم و یک زندگی عاشقانه را برپا کنیم!
قلبم برای آن روزی که تو را در کنار خودم میبینم می تپد و تک تک ثانیه ها را
می شمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد!
چقدر این انتظار شیرین است.....
انتظار برای رسیدن آن لحظه که ما برای هم هستیم!
خوشبختی تو ، شادی من است و شادی تو ، آرزوی من است...
شاد باش که این لحظه ها خیلی زیباست ، این انتظار شیرین است ، پایان این انتظار
لحظه ایست که ما بعد از مدتها سختی به هم میرسیم و همدیگر را در آغوش
می فشاریم....
شاد باش که این راه سخت پایانی دارد و پایان راه خیلی زیباست....
معنای زندگی با تو پر از معناست ، باور کن این زندگی بدون تو بی معناست!
گریه نکن عزیزم ، میدانم که از این انتظار خسته ای و می دانم که بعد از من ، تو یک
دلشکسته ای !
می دانم از آن روز میترسی که ما به هم نرسیم و بعد از اینهمه سختی سرنوشت
ما را از هم جدا کند!
ما برای هم هستیم ، زندگی یعنی من و تو!
من بدون تو ، تو بدون من یعنی بدون هم هرگز!
گریه نکن عزیزم، قطره های اشکتت قلبم را میسوزاند ، چهره پریشانت مرا ناامید
میکند !
این انتظار رسیدن شیرین است ، چون برای تو و به عشق تو به انتظار نشسته ام!
به آن لحظه رویایی بیندیش که ما بازی عشق را میبریم و از سختی ها ، غم ها و
دلتنگی های لحظه های عاشقی میگذریم و به هم میرسیم!
آری این انتظار شیرین است ، زیرا پایان آن یعنی آغاز زندگی من و تو....

شیرین من تلخی نکن با عاشق
تموم میشن گم میشن این دقایق
دنیای ما مال من وتو این نیست
رو کوه دیگه فرهاد کوهکنی نیست
یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم
یار کی بودیم وعشق کی بودیم وچی هستیم
شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد
شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد
من نمیگم فرهاد کوهکنم من
تیشه به کوه ها که نمیزنم من
فرهاد عاشقم قلم تیشمه
از تو نوشتن همه اندیشمه
ای کاش همه دوست داشتنیها هم مثل دوست داشتن فرهاد بود
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند...()